
پیام های شما
پرسش و پاسخ امضا شده : ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ۲۰:۳۷:۵۵
سلام حاجي
خيلي سعي كردم و به خودم فشار آوردم تا ذهنمو آروم كنم و بخودم بقبولونم كه پيامم باز هم نرسيده و نميدونمم كه چرا --- و با اون هجم بدبيني و شك و بي اعتمادي كه در من هست خيلي هم موفق شدم
اما خيلي دلم ميخواست امروز كه چندين مرتبه اومدم و به سايتتون نگاه كردم جوابي از شما بگيرم اما نشد با اونكه من محض اطمينان دو بار پيامم رو فرستادم كه به دست شما برسه
اما انگار قسمت نيست از اينجام جواب بگيرم
حاجي بخدا ديگه ناي نوشتن هم ندارم و گرنه شده بود هزار بارم حرفامو براتون بنويسم تا بالاخره جوابمو بدين
ميبينيد حاجي ؟
هر چي سنگه مال پاي لنگه
در تمام عمرم فقط يه دفعه اونطور با كسي درددل كرده بودم جوري كه كلي هم سبك شدم و سر نماز مغرب كمي آرومتر از روزا و شباي قبل بودم
و بشدت منتظر جوابي بودم كه از شما خواهم گرفت
اما در خوشبينانه ترين حالتش تصورم اينه كه پيامي كه دوبار هم براتون فرستادم نرسيده ---
فقط حاجي خيلي دلم ميخواست پيامم رو بخونين كه اولين و آخرين درددل من بود با يه نفر
و دلم ميخواست اون يه نفر شما باشيد كه انگار قسمت نبود
اگه ناي نوشتنشو داشتم دوباره و هزار باره مينوشتم اما حيف كه توانشو ندارم
فقط خواستم بگم امشب حال عجيبي دارم يه حال بخصوص
كه بي سابقه است
و در بين استيصال ها و آشفتگي هاي اينمدت يه آب روي آتيشه
با اونكه شما هنوز جوابي به من نداده ايد
سر نماز خيلي بيادتون بودم
و خيلي منتظر بودم براي كلماتي كه ازتون بخونم
فقط خواستم در دل اين شب عجيب كه چراغ ِ خدا آسمونو روشن كرده بهتون بگم كه همينقدر كه ظهري جواب من درمونده رو با شده يكي دو جمله دادين و نروندين و طرد نكردين و ناراحت نشدين ، خيلي
برام خوب و زيبا اومد
حس كردم يه ذره روشن شده ام
اما ايكاش پيامم به دستتون رسيده بود ---
ميدونم حاجي
اينجا رو زدين براي جواب دادن به سوالا و سوالا بايد مختصر و مفيد باشه
اما من ديگه بعد از اينهمه سوال كردن و اونجور جواب شنيدن
هيچ جوابي آرومم نميكرد
همينقدر كه حرفمو بزنم اونم براي شما كه حالمو نگرفتيد و نروندين و ناراحت نشدين خيلي خوب بود ---
ديگه بقيه اش مهم نيست
شايد خدا ميخواد همينطور بمونم
شايد اينطوري بهتره
برام دعا كنيد
اينو بگم و يا علي ؛
حاجي اينجا يه چيزي داره كه هيچ جاي ديگه نبود يا شايدم من پيداش نكردم
و از اينجا هم فهميدم راست گفتين از مريد و مراد بازي بدتون مياد
اينجا خيلي صداقت داره
آدمو روشن ميكنه ، حتي اگه آروم نكنه
منو ببخشيد سرتونو درد آوردم
دلم ميخواست منو از اين برزخ كه دراونم خلاصم كنيد ، نشد اما يه كم روشن شدم ---
كاش يك روزي آروم بشم حاجي
دعام كنيد .
شهاب مرادی
سلام/ گام به گام ضوابط ارسال پیام را عمل کنید.
اسم مناسب و نام واقعی شهرتان را بنویسید.
تیتر مشکلتان را بدون آه و ناله بنویسید و خیلی خلاصه ارکانش را بنویسید. مثل دیالوگ حاج کاظم در آژانس شیشه ای: " دلم سوخت. شیشه شکست. مامور اوردن. اسلحهاش چسبید به دستم"
من بعد از این مدت نسبت به فحش و تعریف و تمجید تقریبا ضد ضربه شده ام. پس لطفا در زمان من هم صرفه جویی کنید.
فراموش نکنید هرگاه احساس کنم یکی از مخاطبین رابطه سوال و جواب خودش را با من خاص و شخصی احساس و تصور کند دیگر جوابش را نمی دهم! هر چند با هویت مستعار باشد،هرچند نشناسمش و ندانم کیست.
باز هم خواندن پاسخم به پیام "مهسا از مشهد" را توصیه می کنم.
پیام قبلی شما که دیروز پاسخ دادم »»»يك آدم مستأصل