پیام های شما
پرسش و پاسخ
امضا شده : ۱۳۹۳/۱۱/۲۴ ۲۰:۰۱:۰۲
سلام 1.حدود پنج ماهه عقد کردم وميدونم که دچار وسواس فکري وکمي هم افسردگي هستم 2.از روز اول عقد دچار نگراني واسترس بودم وافکاري از قبيل شکست، بهم خوردن رابطه ، به دل ننشستن ،واينکه يکي از دوستان معرفي کرده اگر شکست بخوره چه ميشه،چه بلايي سر خانوم مياد چه بلايي سر من مياد،واينکه آيا ميشد همسري داشته باشم که اندامش بهتر باشه يانه 3.مقداري از نگراني ها هم به دليل خشک بودن خانوممه چون تو خانواده با محدوديت فوق العاده بالا بزرگ شده وبا حرف زدن و ادا وووجذابيت ايجاد نميکنه 4.همسرم مهربان، خوش اخلاق،زيبا،وحرف گوش کن و قانعه 5.ناگفته نمونه که گاهي اتفاق افتاده که نگرانيم کم بوده وخيلي بهش علاقه مند بودم ولي خيلي طول نکشيده 6.نگيد که نبايد به اين زودي ازدواج ميکردي چون ديگه واقعا نميتونستم مجرد بمونم وبازم ناگفته نمونه که ميگن بعد ازدواج خيلي آروم شدم وبهترم 7.وچون قبلا خواهر خانومم به دليل افسردگي حاد همسرشون از ايشون جدا شده وخانومم از اين مسئله رو دائما ياداوري ميکنه ونگرانيمو چند برابر کرده وميترسم ماهم به چنين سرنوشتي دچار بشيم ونميتونم درمان خودم رو شروع کنم چون خانومم بيشتر نگران ميشه 8.لطف کنيد راهنمايي کنيد ويک مشاوروروانپزشک متدين رو معرفي کنيد
شهاب مرادی

سلام/ دکتر جعفری نژاد را توصیه می کنم نه صرفا به عنوان روانپزشک به عنوان زوج درمانگر

باورهای نادرست منشاء خیلی از ناراحتی ها و نگرانی هاست: استرس در ازدواج یک امر طبیعی و نرمال است و آن را با عشق ورزی و نه طلب کردن آن و با توکل و تفویض به خدا کنترل و رفته رفته تمام کنید.

اینکه افسردگی عامل طلاق خواهرخانم شده بوده صرفا اظهار غیر قابل استناد یک شخص است . به جای اعتماد به این حرف نادرست از قضاوت کردن در مورد زندگی دیگران منصرف شوید و دیگران را ذهن تان دارای نقص یا خطا یا کاستی و بیماری ندانید

شاید شماره ۶ اومجایی که نوشتید دیگه نمیتونستم مجرد بمونم نشانه ای از وسواس فکری باشد و احساس نیاز شدید جنسی ناشی از وسواس، موجب شده همسرت را بی رغبت و سرد بدانی

… راستی تمرین کنید دوتایی از تهِ دلتون از خدای مهربون تشکر کنید و شگر و حمد را در زندگی بیشتر کنید و از برکاتش لذت ها ببرید. 

hasan
95078 بازدید 100 امتیاز