پیام های شما
پرسش و پاسخ
امضا شده : ۱۳۹۳/۰۵/۱۰ ۱۳:۳۴:۲۸
سلام حاج آقا وقت شما بخير... 1- من دختري 29 ساله و فوق ليسانس هستم.. 2- چهار سال پيش عقد ناموفقي داشتم که بنا به دلايل خودش به هم خورد و من از نامزد سابق جدا شدم در طول 8 ماهي که عقد بودم به هيچ وجه رابطه ي جنسي با هم نداشتيم و بنده از لحاظ فيزيولوژيکي " دختر " هستم . 3- حدودا 4 ماه قبل آقايي به خواستگاري من اومدن که با هم نزديک به 15 سال اختلاف سني داشتيم..ايشون هم فوق ليسانس بود و کارمند يه اداره دولتي و جديدا هم دکترا قبول شدن... 4- پدر و مادرش بنا به دلايلي که صحتش هيچوقت مشخص نشد براي من و خانواده م چند سال قبل از هم جدا شده بودن و اين آقا با مادر و سه خواهرشون زندگي ميکنن و نان آور خانواده شون هستن و به شدت هم خانواده روي ايشون حساس بودن 5- از نظر ظاهري هم ايشون چاق بود و هرچقدر هم بنده ميگفتم بايد لاغر بشي تمايلي نشون نمي داد و ميگفت که چاقي مشکلي بوجود نمياره ولي بالاخره با اصرارهاي زياد من با اکراه تمام شروع به ورزش کرد و مدام مي ناليد و غر ميزد 6- اوايل من با سن و سالشون مشکلي نداشتم چون با خودم ميگفتم که ايشون پخته و با تجربه ست و بچه نيست و خيلي هم خوبه ..اما حاج آقا مشکل اينجا بود که به دليل اينکه ايشون ساکن يه شهرستان ديگه اي بودن ما مجبور بوديم به مدت يک ماه اون هم فقط از طريق تلفن و اس ام اس همديگه رو بشناسيم ..!! علي رغم ميل باطني ، پذيرفتم اين شيوه رو...حاج آقا اوايل من خيلي مشتاق بودم به اين رابطه و ازدواج با اين آقا اما ايشون خيلي زود رنج بود و تا کوچکترين اختلاف نظري پيش ميومد بشدت ناراحت ميشد و حتي قهر ميکرد و يکي دو روز اصلا خبري ازش نبود بعد هم که پيداش ميشد بهانه مي آورد که گوشيم بدهي داشته و يه طرفه بوده و از اين حرفها که من مطمئن بودم راست نمي گه ...روحيه ي فوق العاده حساسي داشت و کلا بايد نازک تر از گل به ايشون کسي نگه و جالب اين بود که تقريبا هر اختلاف نظري که پيش ميومد مي گفت که تو داري به من بي احترامي ميکني ...تو داري منو تحقير ميکني و...به قول امروزي ها يخورده زيادي ( پاستوريزه ) بود !!..جالبه که حتي دو سه بار پشت تلفن بغض کرد و من واقعا داشتم شاخ در مي آوردم ! من هم واقعا خسته شده بودم و بالاخره به ايشون جواب رد دادم ...اما اين جواب رد به قدري به ايشون برخورد و ناراحتش کرد که احساس کردم انگار بهش فحش دادم ! ايشون به من گفت که تو به من مديوني و بايد جوابگوي خدا باشي .. اما حاج آقا به نظر شما من کار درستي کردم که ردش کردم ؟ من واقعا به ايشون مديونم ؟ ضمنا خانواده ام مي گن که چون شرايطش خوب بوده اشتباه کردي که ردش کردي و به اخلاقاش زياد سخت گرفتي چون همه همينطوري ان ! ممنونم ميشم از راهنمايي تون ..
شهاب مرادی

سلام/ به شما تبریک میگم و خدا را شکر کن و به این حرف های اصلا توجه نکن! یعنی چی مدیونی؟!!!

اساسا با این جور پسرها نباید ازدواج کرد تا بروند مشکلات خُلقی و شخصیتی خود را برطرف کنند.

اما ازدواج را در برنامه های زندگی ات قرار بده

و بدان که پیامک و تلفن و … لذتجویی است نه شناخت! شناخت به گفتگوهای هدفمند، محترمانه، روشن و رسمی در زمان های مشخص نیاز دارد. با نظارت خانواده

کيميا
158463 بازدید 233 امتیاز