پیام های شما
پرسش و پاسخ
امضا شده : ۱۳۹۱/۱۲/۲۲ ۱۴:۰۱:۴۶
سلام وقتي دو سالم بود پدرم شهيد شدند ، هيچ خاطره اي از آن ايام ندارم ، معمولا هم به ندرت اطرفيان و مادرم در مورد خاطراتشان صحبت مي کنند ، اين باعث شده که من هيچ ذهنيتي از پدرم نداشته باشم جز توصيفات اندک . و شايد همين هم باعث شده خوابشان را نبينم . از طرفي رفتار ديگران ، نوع برخوردشان ، عکس العمل هايشان ، احساس خاص بودن را به من القاء مي کنند. و اين در من انتظاراتي را به وجود آورده که نمي دانم چقدر درست و واقعي اند، اصلا نمي دانم نوع نگاهم به پدري که نديده ام چه طور بايد باشد ؟ گاهي فکر ميکنم اين وضعيت ، خاص بودن ندارد ، امري طبيعي است ، در اين حالت نسبت به پدرم يک احساس غريبه بودن پيدا مي کنم . و بعد در صدد اثبات رابطه فرزندي ام با او ميشوم ( در عالم ذهن) دوباره حس خاص بودن مي آيد و به تبع آن توقعاتش. سردر گمم و اين مساله مرا رنج مي دهد. باز هم از وقتي که برايم مي گذاريد ، با تمام وجود ، تشکر مي کنم.
شهاب مرادی

سلام/ دخترم! فرزندِ شهید بودن حتما خاص است و ویژه و مایه مباهات در دنیا و آخرت است. افتخار کن و بناز و ببال که پدرت خونش را فی سبیل الله تقدیم خدا کرده و در نزد خدای مهربان زنده است و روزی می گیرد و شبانه روز به تو توجه می کند و دعایت می کند و دستش باز است.

شاید بارها خوابش را دیده ای اما فراموش کرده ای. به زیارتش برو و او را شریک در ثواب عبادت ها و زیارت هایت کن و گاهی برایش هدایایی معنوی بفرست تلاوت قرآن و صدقات و ...که شاد می شود. 

هوای مادرت و مادرش را داشته باش.

همه ما مدیون شهدای سرفراز و نازنین هستیم. سلام خدا بر پدرشما و همه گلگون کفنان این مرز و بوم فداییان راه حسین عزیز سلام الله علیه. و سلام خدا بر روح الله امامِ شهدا.

صباح63
38646 بازدید 144 امتیاز