دوره جوان ترها

هفته گذشته [هفته دوم خداد ۹۰] ثبت نام دوره مربوط به مجردها تمام شد و امروز با کمک گروه اجرایی در زندگی بهتر پس از بررسی اجمالی در مورد دو گروه آقا پسرها و دختر خانم ها، کلیاتی را در مورد کلاس نهایی کردیم. ابتدا گزارش: 1. 307 نفر خانم و 47 نفر آقا ثبت نام کرده اند. 2. تعدادی از عزیزان از شهرستان های اطراف تهران ثبت نام کردند که اگر واقعا موجب مشقت آنها نباشد در خدمتشان خواهیم بود. 3. چون قرار بود دوره ویژه ی جوانان و مجردها باشد بنابراین، از پذیرش متاهلین و افرادی که تجربه طلاق دارند و بزرگترها، معذورم. 4. حتما کلاس دختر ها و پسرها مجزا خواهد بود. 5. هنوز در مورد محل برگزاری جلسات تصمیمم نهایی نشده. 6. برای عزیزانی که موفق به ثبت نام نشدند قرار شد فقط روز اول دوره برای ثبت نام مراجعه کنند.(تاریخ متعاقبا اعلام می شود) البته حتما مجرد و حتما در محدوده سنی مشخص؛ یعنی آقا پسرهای متولد سالهای 62 تا 70 و دخترخانم های متولد سالهای 65 تا 72 7. این دوره، مرحله ی قبل از "خانواده نوپا" نیست! و لزوما در آن به مباحث مرتبط با ازدواج نمی پردازدم. البته مسائل و نیازهای شرکت کنندگان مهمترین عامل انتخاب موضوع جلسات خواهد بود. 8. هرچند جمعیت از یک کارگاه 15 نفره بیشتر است اما روش سخنرانی صرف نخواهد بود و فعالیت شرکت کنندگان مهم است. 9. اهالی خانواده نوپا اما برای دوره دختران "گلستان" و برای پسرها "بوستان" را پیشنهاد دادند بیشتر به خاطر جناب سعدی، اما هنوز برای دوره اسم انتخاب نکردم.
ادامه مطلب
۲۳۶۰۶
بازدید
سه‌شنبه , ۲۹ شهريور ۱۳۹۰ ساعت ۰۰:۰۰
منتشر شده در: یادداشت ها » یادداشت ها
...در بیان ایمان و کفر و "الذین آمنوا" و "الذین کفروا" گفتم که مردم یا سفید هستند یا سیاه و "مابین" و "خاکستری" و " نه این و نه آن" نداریم. قبول دارم که ایمان مراتب دارد چنانچه کفر هم مراتب دارد - و شرح دادم- اما صف بندی کاملا روشن و مشخص است؛ نور و ظلمت! و این صف بندی شوخی نیست و لوس بازی بردار نیست. خیلی جدی است.خیلی. در این بین ...

خیلی چکیده عرض کنم که در کلاس مجردها چون مسیر مباحث را دانشجویان تعیین می کنند هنوز به بحث انتخاب همسر نرسیدیم و مباحث گوناگونی مطرح می شود و مفصل همه با هم بحث می کنیم
دیروز در کلاس مجردها بحث در موضوع دفاع از دین بود و مقدمه ای مطرح شد در مورد تفاوت ایمان و عمل .
در بیان ایمان و کفر و "الذین آمنوا" و "الذین کفروا" گفتم که مردم یا سفید هستند یا سیاه و "مابین" و "خاکستری" و " نه این و نه آن" نداریم. قبول دارم که ایمان مراتب دارد چنانچه کفر هم مراتب دارد - و شرح دادم- اما صف بندی کاملا روشن و مشخص است؛ نور و ظلمت! و این صف بندی شوخی نیست و لوس بازی بردار نیست. خیلی جدی است.خیلی.
در این بین ...

یاد کربلا کردیم که امام حسین و یارانش یک سو و طرف مقابل همه یزیدی و به شعر سپید بسیار زیبای آقای گرمارودی اشاره کردم که
                        " هرچه در سوی تو حسینی شد
                                                     و دیگر سو همه یزیدی"
چقدر زیبا و با شکوه است این کلام

"اينک هر چيز يا سرخ است
            يا حسيني نيست"
 

دلم می خواست همان لحظه کسی این شعر را کامل بخواند و
(سختم بود که این شعر را کامل حفظ نیستم) و از دوستان خواستم تا ...
چند نفر زحمت کشیدند برایم ارسال کردند با سپاس از لطف این عزیزان، شما هم این شاهکار را بخوانید حتی اگر مکرر و لذت ببرید.
برای ما که روضه خوانیم همیشه موقعی مناسب برای ذکر امام حسین است. شما هم که الحمدلله همیشه سر این سفره متنعم هستید.

اما همیشه، به این مسئله ی صف بندی که هویت ما در گرو آن است؛ باید اهمیت داد، باید اندیشه کرد
و هرازگاهی خویش را محک زده بیازماییم
و استقامت کنیم تا بمانیم
تا موفق به انجام تکالیف ایمانی مان شویم. و عاقبت به خیر.



"خط خون"

درختان را دوست می دارم
كه به احترام تو قيام كرده اند
و آب را
كه مهر مادر توست،

خون تو شرف را سرخگون كرده است:
شفق ، آينه دار نجابتت,
و فلق محرابي
كه تو در آن نماز صبح شهادت گزاردي.

در فكر آن گودالم
كه خون تو را مكيده است
هيچ گودالي را چنان رفيع نديده بودم
در حضيض هم مي توان عزيز بود
از گودال بپرس!
***
شمشیری که بر گلوی تو آمد
هر چیز و همه چیز را در کائنات
به دو پاره کرد :

هر چه در سوی تو : حسینی شد

و دیگر سو : یزیدی

اینک ماییم و سنگها
ماییم و آبها
درختان ، کوهساران ، جویباران ، بیشه زاران
که برخی یزیدی
و گرنه حسینی اند

خونی که از گلوی تو تراوید
همه چیز و هر چیز را در کائنات ، به دو پاره کرد !

در رنگ !

اینک هر چیز ، یا سرخ است
یا حسینی نیست !   
***
آه

 اي مرگ تو معيار!
مرگت چنان زندگي را به سخره گرفت
و آن را بي قدر كرد
كه مردني چنان،
غبطه بزرگ زندگاني شد!

***

تو را بايد تنها در خدا ديد
هر كس ،هر گاه ، دست خويش
از گريبان حقيقت بيرون آورد
خون تو از سرانگشتانش تراواست
***
چندان تناوري و بلند
كه به هنگام تماشا
كلاه از سر كودك عقل مي افتد
***
اي خدای گون!

مرگ در پنجه ی تو
  بیچاره تر از پروانه یی ست
که کودکان در دست گیرند

و یزید ، بهانه ای.
دستمال پلیدی
که ستم  در آن تف شده ست
و در زباله ی تاریخ ؛

 فگنده شده ست.

یزید کلمه نبود
دروغ بود
زالویی درشت
که اکسیژن هوا را می مکید.

مخنثی که تهمت مردی بود
بوزینه ای با گناهی درشت:
"سرقت نام انسان"

و سلام بر تو
که مظلوم ترینی
نه از آن جهت که عطشانت شهید کردند
بل از این رو که دشمنت این است

***
يا ذبيح الله
تو اسماعيل برگزيده ی  خدايي
و روياي به حقيقت پيوسته ي ابراهيم

***
مرگ تو
مبدا تاريخ عشق
آغاز رنگ سرخ
معيار زندگي است
 ***
خط تو با خون تو آغاز مي شود.
از آن زمان كه تو ايستادي
دين راه افتاد

و چون فرو افتادي
حق برخاست.
 ***
هيچ شاخه اي نيست
كه شكوفه سرخ ندارد
و اگر ندارد
شاخه نيست
هيزمي است ناروا بر درخت مانده
***
یاثارالله
آن باغ مینوی که تو در صحرای تفته کاشتی
با میوه های سرخ
با نهرهای جاری خوناب
با بوته های سرخ شهادت
و آن سروهای سبز دلاور،
باغی ست که باید با چشم عشق دید

اکبر را
صنوبر
بوفضایل را
و نخل های سرخ کامل را
***
و  رد خونت
راهی
که راست به خانه ی خدا می رود...
***
اي باغ بينش
ستم ، دشمني زيباتر از تو ندارد
و مظلوم ، ياوري آشناتر از تو

تو كلاس فشرده تاريخي
كربلاي تو
مصاف نيست
منظومه بزرگ هستي است.
طواف است.
***
پايان سخن
پايان من است
تو انتها نداري...    


صف شما کجاست؟
 

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۵
انتشار یافته: ۱۳۶
mehr
۱۳۹۰-۰۶-۲۹ ۰۸:۱۲
3
0
سلام،بسیار زیبا بود،لذت بردم،از اعماق وجودم دعا میکنم برای شما و سایر دوستان:
اللهم اجعلنا وجیها بالحسین(ع) فی الدنیا و الآخره.
29شهریور90 .تهران
sama20
۱۳۹۰-۰۶-۲۹ ۰۸:۲۰
3
0
فوق العاده زیبا!!!
همانند همان شعرشان در مورد حضرت علی(ع).
شعر و روضه وقتی با معرفت و آگاهی نسبت به اهل بیت سروده می شود بسیار عمیق و تاثیر گذار میگردد.
با تشکر از این هدیه ی خالص و مهربان شما

29 شهریور 90 تهران
مهدیه بیگی
۱۳۹۰-۰۶-۲۹ ۰۸:۳۹
48
8
سلام
"چندان تناوري و بلند
كه به هنگام تماشا
كلاه از سر كودك عقل مي افتد"
این قسمت از این شعر واقعاً آدم را منقلب می کند.مثل زمانی که در خلوت به پروردگار فکر می کنم و از عظمتش شاید گاهی ترس از حتی فکر کردن به بزرگی اش تکانم می دهد.
29 شهریور 90 . تهران . ازکلاس مجردها
مهدیه بیگی
۱۳۹۰-۰۶-۲۹ ۰۸:۵۰
2
0
سلام
امیدوارم که ایزد منان به من وهرکسی که تلاش می کند در صف ایمان در مراتب بهتری قرار گیرد کمک کند.الهی آمین
29 شهریور 90.تهران از کلاس مجرد ها
Aroma
۱۳۹۰-۰۶-۲۹ ۰۹:۱۳
2
0
واقعا زيبا بود. ممنون.
29 شهريور 90 ، تهران
zk.karami
۱۳۹۰-۰۶-۲۹ ۱۰:۰۹
35
6
سلام

وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْكینِ مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْكُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَاَوْلِیائِهِمْ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ.
میخوانم و میگریم و میگویم که :

شمشیری که بر گلوی تو آمد
هر چیز و همه چیز را
به دو پاره کرد:
هر چه در سوی تو حسینی شد
و دیگر سو یزیدی.

اینک ماییم و سنگ ها
ماییم و آبها
درختان، کوهساران، جویباران، بیشه زاران
که برخی یزیدی
وگرنه حسینی اند
خونی که از گلوی تو تراوید
همه چیز و هرچیز را در کائنات به دوپاره کرد!
در رنگ!
اینک هر چیز یا سرخ است
یا حسینی نیست!

ما نیز سرخیم، سرخ حسینی.


تهران،29 شهریور 90
iman68
۱۳۹۰-۰۶-۳۰ ۰۱:۰۵
2
0
[b]امیری حسین و نعم الامیر[/b]
شعر خیلی زیبا بود
30 شهریور تهران
sareh88
۱۳۹۰-۰۶-۳۰ ۰۱:۳۱
2
0
سید الشهدا را دوست دارم.چه زیبا عاشقی کرد.آنقدر که جهانی مات و مبهوت مانده است.
sareh88
۱۳۹۰-۰۶-۳۰ ۰۱:۳۳
2
0
سید الشهدا را دوست دارم.چه زیبا عاشقی کرد.آنقدر که جهانی مات و مبهوت مانده است.
30شهریور 90.قم.
mostafafunf
۱۳۹۰-۰۶-۳۰ ۰۵:۴۱
2
0
عجب دلم هوای روضه کرد
ممنون

پايان سخن
پايان من است
تو انتها نداري...

30شهریور90. کرج
62 naimeh
۱۳۹۰-۰۶-۳۰ ۰۸:۴۰
2
0
سپاس فراوان
.
30 شهریور 90.تهران از کلاس مجرد ها
62 naimeh
۱۳۹۰-۰۶-۳۰ ۰۹:۳۶
2
0
سلام حاج آقا
1.ممنون بابت شعر
2.با اجازتون شعر و قسمتی از توضیحاتتان را با ذکر منبع برای تعدادی از دوستان و همکارانم ارسال کردم.
.
التماس دعا
30شهریور90، تهران
hghalamzan
۱۳۹۰-۰۶-۳۰ ۰۹:۵۷
2
0
سلام. دیروز برای حرم سیدالشهدا (ع) و گنبدش در حال طراحی ایده ای بودیم این کار از اواسط ماه مبارک در دستمان بود و دیروز که این مرحله کار را به اتمام رساندیم خواستیم مطلبی نهایی را روی ارایه کار بنویسیم که زیارت عاشورا را خواندیم و نوشتیم ... الهم ارزقنی شفاعه الحسین (ع) یوم الورودو ثبت لی قدم صدق عندک مع الحسین (ع) ... و امروز که این متن را خواندم ... عالی بود و انشالله اگر ما دستی بران حرم داشتیم همه تان همکار مایید در هفته اینده بیاد همه تان در ان حرم عشق خواهم بود. یاعلی
30 شهریور ماه 90 -تهران
لبیک یا حسین
۱۳۹۰-۰۶-۳۰ ۱۰:۳۵
0
0
لبیک یا حسین یعنی ..
(سید حسن نصرالله )

http://www.aparat.com/v/e6e20a281ef337d524062368acecd1c425726

30 - شهریور - تهران
عطيه63
۱۳۹۰-۰۶-۳۰ ۱۲:۱۷
2
0
سلام و خسته نباشيد
به قول شهيد آويني : "آنان که رفتند، کاری حسینی کردند.
آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدی اند"
روح همه شهدا شاد.
آجركم الله
29شهريور 90 تهران
1271372495
۱۳۹۰-۰۶-۳۰ ۱۵:۰۲
2
0
سلام. مثل دیگران با تمام وجود لذت بردم اما هنوز در این فکرم که در کدام صف ایستاده ام؟! نکند...
90/6/30 اصفهان
زهرا13
۱۳۹۰-۰۶-۳۰ ۱۵:۳۸
36
10
سلام ممنون یاداوری زیبایی بود
30 شهریور 90 دبی
قریب
۱۳۹۰-۰۶-۳۰ ۲۳:۴۱
57
10
بسم الله
این "حسینی" یا "یزیدی" بودن در اکثر لحظات زندگیمان اتفاق می افتد.

حتما نباید منتظر باشیم تا ما درباره این مسئله در یک امتحان خیلی بزرگ یا مهم مثل دفاع مقدس محک زده شویم.

[b]تمام زندگی جنگ میان "حسینی بودن" یا "یزیدی بودن" است.[/b]

خدا عاقبت همه مان را به خیر کند.
قریب
۱۳۹۰-۰۶-۳۰ ۲۳:۴۲
38
56
بسم الله
راستی 31 شهریور 90،از شهر مقدس قم
talaeian
۱۳۹۰-۰۶-۳۰ ۲۳:۵۲
36
8
...پندار من اینست که حسین(ع) همیشه در گودی قتلگاه است و به من مینگرد....ومن خودم را میجویم...که کدامین طرف ایستاده ام...گاه خود را کنار خیمه ها و کودکان....و گاه در کنار زهیر و حبیب و ماه بنی هاشم(ع) می بینم.... و شده است که فکر کنم نکند من از سپاهیان یزید بودم....یزیدی بودن هم انگار سخت نیست!
و من هنوز در این معرکه خود را میجویم....!
ولی امروز نیاز به عمار است...برای یاری مردی ازسلاله ی حسین(ع)...وای بر من اگر تنهایش بگذارم.....!
mina199219
۱۳۹۰-۰۶-۳۱ ۰۰:۰۴
21
16
سلام ممنون استاد از حسن انتخابتون بسیار زیبا بود.
آه... ای منتقم کجایی؟
30شهریور90.همدان
ندای فاطمه
۱۳۹۰-۰۶-۳۱ ۱۳:۵۴
13
8
سلام
این شعرو تا به حال نشنیده بودم خیلی قشنگ بود.اینقدر قشنگ که دوست دارم چندبار پشت سرهم بخونمش.خداکنه تا آخر عمرمون حسینی بمونیم.
31 شهریور90 تهران
مانی
۱۳۹۰-۰۶-۳۱ ۱۵:۲۷
1
0
بنام خدا
سلام
خدای من یعنی واقعا کدوم سمتی هستم؟؟؟؟ [b]خدایا ما رو ببخش[/b]
ایکاش تو صف خوبا باشیم
nasibehh
۱۳۹۰-۰۷-۰۱ ۱۴:۱۵
1
0
سلام.
پدرم(حاج آقای کسرا) مداح اهلبیت بودند و هستند.اما الان هشت سال میشه که قدرت تکلم ندارند.فقط میتونن بگن (یا علی).
این شعر و دوست داشتن.
خواستم این کامنت و به یاد ایشون بذارم.
کشور عشق نه حدی بودش نی مقیاس
تشنه قطره بحرش دوهزاران الیاس
هیچ دانی که وزیر و شه آن کشور کیست؟
شاه آن شهر حسین است و وزیرش عباس

تهران.1/7/90
mehr_203
۱۳۹۰-۰۷-۰۱ ۲۳:۲۱
57
84
سلام زیبا بود وتامل برانگیز که مواظب خودمان باشیم که سرخیم یا حسینی نیستیم
1 مهر 90
تائب133
۱۳۹۰-۰۷-۰۲ ۱۶:۰۶
37
4
سلام
مکتوب شدن در صف یاران امامت
وابسته به یک گردش چشمان حسین است
(2 مهر 90)
تائب133
۱۳۹۰-۰۷-۰۳ ۰۰:۱۷
15
2
باسلام
هر نيت، انديشه، نگاه، سخن، قدم، عمل و ... ما را در همان صفي قرار مي‌دهد كه به آن تعلق دارد.
(3 مهرماه 90، تهران)
زهرا
۱۳۹۰-۰۷-۰۳ ۱۱:۱۵
1
0
سلام
امام حسین(ع) در نامه اش به مسلم بعد از "بسم الله الرحمن الرحیم" اینگونه می نویسد:"من الغریب الي الحبیب"
چشمانم را ميبندم و در دل سياهه اي ميبينم:
"من الغريب الي الحبيب"----
3شهريور90-اصفهان
نون صاد
۱۳۹۰-۰۷-۰۳ ۱۴:۴۶
153
8
...
خیلی ازتون ممنونم و دعاگویتان هستم. از خداوند منان می خواهم لحظه لحظه ی کلاس مجردها را به احسن وجه ذخیره آخرتتان بگرداند.
محتاج دعام

3مهر90، تهران
صحراء
۱۳۹۰-۰۷-۰۳ ۱۴:۵۲
1
0
سلام
بسیار ممنون
چه قلم زیبایی داره شاعر و چقدر حظ بردم خصوصاً از این بخش شعر:
"هيچ گودالي را چنان رفيع نديده بودم
[b]در حضيض هم مي توان عزيز بود[/b]
از گودال بپرس!"
مو به تنم سیخ شد!!!!!!!!!
... دوم مهر نود/تهران
pary1389
۱۳۹۰-۰۷-۰۳ ۱۶:۱۷
39
10
سلام در حیرتم که این چه عزای است که گریه کردن در آن روح را صیقل می دهد و جان را آرامش. این نه عزا حیات است. واقعه دیدار امام با زهیر چندی است فکرم را به خود مشغول کرده است. از خود می پرسم امام در زهیر چه دیدند که از او دعوت به همراهی کردند و چگونه حر مستعد یک نظر امام شد. این خیمه مامن امن الهی است.
وای اگر حضرت عشق به خیمه نخواندمان
وای اگر قطب براده وجودمان صدا نزند
...
2 مهرماه 1390 تهران
az.rohani
۱۳۹۰-۰۷-۰۳ ۱۶:۳۲
35
34
سلام
اي سومين برهان روشن رهايي
صلحيم با صدايي كه با تو صلح باشد
و جنگيم
با هر هياهويي كه عرصه را
بر صداي تو تنگ كند
دوستيم با دوستان تو
تا آن زمان كه كوهها
چون پنبه هاي زده از هم در پاشند
و ماه و خورشيد
روي در نقاب تيرگي كشند
و دشمنيم با دشمنان تو
تا زماني كه ترازوي الهي
آزمون آخر را
شاهين عدالت
به پرواز آورد
(شقایق نامه-سیدحسن حسینی)
2 مهر 90- تهران
آتوسا سیدصالح
۱۳۹۰-۰۷-۰۳ ۲۳:۱۰
1
0
خوش آنکه حلقه هاي سر زلف وا کني
ديوانگان سلسله ات را رها کني

کار جنون ما به تماشا کشيده است
يعني تو هم بيا که تماشاي ما کني

تو عهد کرده اي که نشاني به خون مرا
من جهد کرده ام که به عهدت وفا کني

تا کي در انتظار قيامت توان نشست
برخيز تا هزار قيامت به پا کني

داني که چيست حاصل انجام عاشقي
جانانه را ببيني و جان را فدا کني

آرزوم بوده و هست که امام حسینی باشم وعاشق او که عاشق بود.مثل شما حاج آقا
آتوسا سیدصالحی
90/7/3
آتوسا سیدصالح
۱۳۹۰-۰۷-۰۳ ۲۳:۱۱
27
10
پاینده دین و قرآن از نهضت حسین است
اسلام وامدار شخصیت حسین است

در مجلس عزایش بیگانه ره ندارد
ما را که راه دادند این دعوت حسین است

این پادگاه هنوزش سرباز می پذیرد
دلهای کربلایی در خدمت حسین است

افتاد اگر ز پیکر دست امیر لشکر
زینب نگاهبان حیثیت حسین است
نازنين محيا
۱۳۹۰-۰۷-۰۴ ۰۲:۱۲
1
0
سلام استاد/
این شعر از آن دست شعرها می باشد که هربار خواندن آن آدم را به فکر فرو می برد و بسیار عمیق است/ خدا سراینده ی آن را رحمت کند.

می خواهم که کتاب [b]فتح خون[/b] به قلم شهید سید مرتضی آوینی را به بچه ها معرفی کنم که بسیار[b] تکان دهنده [/b] می باشد، برای اینکه وسوسه شوید که حتما بخوانید چند جمله از کتاب را می آورم:

-نه عجب که در شهر کوران، خورشید را دشنام دهند و تاریکی را پرستش کنند.

- ساحل را دیده ای که چگونه در آیینه آب وارونه انعکاس یافته است؟ سر اینکه دهر بر مراد سفلگان می چرخد این است که دنیا وارونه ی آخرت است.

- میان ما و حسین همین خون فاصله است.

- اگر ناشئته اللیل نباشد، رنج عظیم روز را چگونه تاب بیاوریم؟

-ایکاش حق بی حجاب جلوه می کرد و این یعنی ایکاش دنیا خلق نمی شد.

- هیچ پرسیده ای که عالم شهادت بر چه شهادت می دهد که نامی اینچنین بر او نهاده اند.

یاحق 3 مهر 90، تهران
بنفشه شریفی
۱۳۹۰-۰۷-۰۴ ۱۶:۲۰
11
2
سلام
بسیار زیبا بود...
3مهر90تهران
84307540
۱۳۹۰-۰۷-۰۴ ۲۱:۲۰
11
2
سلام عليكم
برداشتم از كلاس مجردها با موضوع صف ايمان و كفر:
ايمان و عمل كه دوروي يك سكه هستندهر كدام مبحثي جدا ولي در عين حال به هم وابسته هستند كه اثرگذاري به نسبت يك طرفه دارند به اين معنا كه ايمان بر عمل تاثير گذار است(چرا كه فرد مومن بعد از عمل خطا به توبه رجوع مي كند) و لي عمل بر ايمان تاثير عميقي ندارد و تاثيرش تاثير سطحي است بدين معنا كه اعمال خطا(اگر ايممان موجب توبه شود)ايمان فرد را كه امري قلبي است تحت الشعاع قرار نمي دهد ولي عمل بدون ايمان قلبي به جايي نميرسد
استاد اگر برداشتم درسته منتشر كنيد با تشكر
1390/7/4
faez
۱۳۹۰-۰۷-۰۵ ۱۲:۱۵
105
12
این شعر فوق العادست ...رحمت خدا بر آقای گرمارودی..

5-7-90- تهران
سمانه 64
۱۳۹۰-۰۷-۰۵ ۱۲:۲۹
99
14
خداوند سراینده ی این اثر را [محفوظ بدارد و امواتش را]غریق در رحمت نماید
امیدوارم همواره مدافع خوبی برای اسلام باشیم
4 مهر 90/تهران
سیده
۱۳۹۰-۰۷-۰۵ ۲۲:۲۰
35
4
سلام.
تکانم نداد اما زیبا بود.
یکی دوسالی است که شدیدا حادثه کربلا تکانم میدهد.هر بار که به آن زمان و به مظلومیت امام مان فکر میکنم اتش میگیرم. قبلا اینطور نبودم.اما نمیدانم چرا این تکان در جانم نمیماند و گاه گاهی فراموشم میشود. کاش این سوز همیشه در سینه ام بماند..
سیده
۱۳۹۰-۰۷-۰۵ ۲۲:۲۷
5
2
سلام
تاریخ با عرض شرمندگی فراموش شد.
4 مهر 90 تهران
مهسا سادات
۱۳۹۰-۰۷-۰۶ ۱۱:۳۴
26
6
فرازهایی از زیارت زیبای "ناحیه مقدّسه"
اَلسَّلامُ عَلی خامِسِ اَصحابِ اَهلِ الکَساءِ
اَلسَّلامُ عَلی غَریبِ الغُرَبآ
اَلسَّلامُ عَلی شَهیدِالشُهَدآءِ
اَلسَّلامُ عَلی قَتیلِ الاَدعِیآءِ
اَلسَّلامُ عَلی مَن بَکَتهُ مَلآئِکَةُ السَّمآءِ...
جان عالم به فدای شما آقا جان که فرشتگان آسمان بر مظلومیتتان گریستند.
06مهر90،اصفهان
تائب133
۱۳۹۰-۰۷-۰۶ ۲۳:۵۱
10
0
سلام
جالب است كه هيچكدام پاسخ اين سؤال را نداديم كه «صف شما كجاست؟»
پاسخ خيلي خيلي سخت است...
عده‌اي امام حسين (ع) را تا كربلا همراهي كردند اما شب عاشورا از او جدا شدند و تنهايش گذاشتند...
yosef
۱۳۹۰-۰۷-۰۷ ۱۲:۱۳
10
0
سلام استاد---
ان شاءالله سلامتي روزي تان شود

در مورد "صف شما كجاست؟" در برنامه سجده گاه عرش ،در شبكه دوم سيما در سال 87 مطالبي بيان نموده بوديد
راستي سخنراني در حزب الله سايبر را دانلود كردم.نكاتي در مورد ورود خودتان به فضاي مجازي و ناخواسته بودن جواب دادن به پيامهاي سايت و ...را دريافت كردم
mohsen_soltani1359
۱۳۹۰-۰۷-۰۷ ۱۲:۲۷
8
2
حاج آقا لذت برديم. انشاا... سعادت درك حقيقت اسلام واقعي و راه زندگي و اهداف و ذهنموداشون را داشته باشيم.
تهران-سلطاني-مهر 1390
پلارک
۱۳۹۰-۰۷-۰۷ ۱۹:۱۲
16
4
سلام...
چه تذکر جالبی.در کودکی فکر می کردیم پایان حیات دنیا مصادف با پایان ماست اما عقل چه سیراب می شود آن زمان که می بیند انسان...!نه والاتر از انسانی را که پایان ندارد و مرز مرز حیات را با نگاهی می پیماید.

پایان سخن
پایان من است...
تو انتها نداری

صل ا.. علیک یا ثار ا..

7مهر 90-تهران
rozet
۱۳۹۰-۰۷-۰۷ ۱۹:۵۴
42
0
یا رئوف / سلام

تو را بايد تنها در خدا ديد
هر كس ،هر گاه ، دست خويش
از گريبان حقيقت بيرون آورد
خون تو از سرانگشتانش تراواست

بسیار شعر زیباییه.....

استاد حالتون بهتره الحمدلله؟؟
rozet
۱۳۹۰-۰۷-۰۷ ۱۹:۵۵
46
2
یا رئوف

من هنوز تو صف وانستادم ..... ولی خیلی مبحث جذابی بود..کاش ادامه بدین
نازنين محيا
۱۳۹۰-۰۷-۰۷ ۲۲:۰۱
72
2
سلام استاد

خانم مهربان چرا خودتان جواب این سئوال را نمی دهید؟

سئوال آنقدرها هم سخت نیست. از استاد آسان گرفتن را یاد گرفتم و خیلی راضی هستم رضایتی که به همراهش تلاشی مستمر برای پیشرفت در درجات دینی می باشد.

واقعا سخت است که بفهمیم صف ما که شیعه ی علی بن ابیطالب هستیم و حب اهل بیت به دلمان روزی شده، و در مقابل خدا و دین اسلام قرار نگرفتیم و مدافعش هستیم کجاست؟!

ما سیاهیم یا سپید؟!

شاید هر کداممان در عمل قصوری کرده باشیم ولی نمی شود این را به پای یزیدی بودن و سیاه شدن نوشت.

نسبت به خودمان مهربانتر و با گذشت باشیم انشاالله که در صف رستگاران باشیم.

[b]من که خیلی امیدوارم[/b].

یاحق 7مهر90
Lost
۱۳۹۰-۰۷-۰۸ ۱۵:۴۷
68
12
سلام
با وجود اینکه ارادت خاصی به امام حسین دارم ولی این شعر واسم جذاب نبود.شاید به خاطره اینه که من زیاد از شعر نو خوشم نمیاد!
فاطمه1363
۱۳۹۰-۰۷-۰۸ ۲۰:۲۵
14
2
"هوالجمیل و یحب الجمال"

بگذار فاش گفته شود که آنکه مسجود ملایکه است حسین است،

و انسان را ملایک از آن حیث که واسطه ی خلقت حسین است سجده کردند؛

و این سجده ای ازلی است؛میزان حق،که ابلیس را از صف ملایکه طرد میکند...
تائب133
۱۳۹۰-۰۷-۰۹ ۰۱:۰۷
16
2
سلام
خانم نازنين محياي عزيز
از راهنمايي شما ممنونم. نكته خيلي جالبي بود.
.
اما طرح سؤال «صف شما كجاست» يك نظرسنجي براي شمارش تعداد حسيني‌ها و تعداد يزيدي‌ها نيست! بلكه احتمالاً يك سؤال است براي انديشيدن در مورد لوازم و اقتضائات حسيني بودن و حسيني ماندن! و بررسي وضعيتمان در اين مسير و تلاش در راه آن. (كه تقريبا هيجيك از كامنت‌ها جواب صريح اين سؤال نبود)
درست است كه [b]در صف حسين بودن يك امر دور از دسترس و آرماني و ... نيست[/b] و ما در هر شرايطي با ياري خدا فقط و [b]فقط بايد به وظيفه و تكليفمون عمل كنيم بقيه‌اش هم ... [/b]
اما يك نكته خيلي مهم ديگه اين است كه «عشق آسان نمود اول [b]ولي افتاد مشكل‌ها[/b] ...»
...
«اي كه از كوچه‌ي معشوقه‌ي ما مي‌گذري
برحذر باش كه سر مي‌شكند ديوارش»
(نهم مهر نود،‌تهران)
خط سرخ شهید
۱۳۹۰-۰۷-۰۹ ۰۶:۴۹
12
2
ای حسین ...!
پایان سخن،
پایان من است ،
تو
انتها
نداری...
نون صاد
۱۳۹۰-۰۷-۰۹ ۱۴:۴۶
14
0
بسم رب الحسین(ع)

سلام،
در ادامه بحث [b]خانم نازنین محیا[/b] و [b]خانم مهربان[/b]::::::::

الحمدلله به فضل خدا حب ائمه علیهم السلام روزی با برکت و کشتی نجاتمان شده، و من هم فکر می کنم اگر همین الان و [b]با همین حب بمیریم در صف یزیدیان نخواهیم بود[/b].

اما حقیر فکر می کنم باید در تمام تصمیم گیریهای زندگی مان به این مسئله توجه کنیم، و [b]همیشه در ریز و درشت زندگی متذکر باشیم که صفمان کجاست؟! و یاد بگیریم که حسینی باشیم[/b]
تا
در حساس ترین لحظات و غبارآلودترین حوادث روزگار، [b]زمانی که تصمیم گیری به راحتیِ همیشه نیست[/b]، [b]دستمان به دامان ارباب برسد و به خیل عاشورائیان بپیوندیم[/b]--- ان شاءالله

9مهر90، تهران
منتظر طلوع
۱۳۹۰-۰۷-۰۹ ۱۹:۱۵
24
2
سلام استاد
امیدوارم که حالتون بهتر شده باشه
همیشه سلامت باشید ان شاالله
مسیبی64
۱۳۹۰-۰۷-۱۰ ۱۴:۰۹
42
4
سلام استاد مرادی.

1- حالتون چطوره؟ بهترین انشالله؟ انشالله به زودی زود بیاین اینجا بگین یا ببینیمتون که بهمون بگین حالتون کاملا خوب شده و هیچ اثری هم از درد نیست. الهی آمین.

2- بعد از اون کلاس و این یادداشت شما توی همین فکر بودم و داشتم خودم و کارهامو سبک سنگین می کردم که ببینم واقعا صفم کجاست که وقتی داشتم یه نگاهی به تقویمم میانداختم، آخر تقویمم به چند صفحه ی جالب برخوردم که صفات روحی ( صفات حسنه(نور) و صفات رذیله(ظلمت)) رو طبق گفته امام صادق (ع) نوشته بود؛ برام خیلی خیلی جالب بود و بعد از اینکه همشون رو کامل خوندم
مسیبی64
۱۳۹۰-۰۷-۱۰ ۱۴:۱۰
6
0
اینطوری دستگیرم شد که الهی صد هزار مرتبه شکر با اینکه من هم یه جاهایی رو شاید کمتر بهشون دقت کردم و کمتر بها دادم ولی رویهمرفته صفم صف شاگرد خوبهای دینه. چه حس شعفی بهم دست داد و البته حواسم رو هم تو برطرف کردن نقطه ضعفهایم جمع کرد.
چون تعدادشون زیاده و خیلی طولانی میشه نمینویسمشون ولی اگر خواستین جلسه بعدی انشالله بگین -من تقویمم همیشه همراهمه- سر کلاس میخونم؛ فکر میکنم برای باقی بچه ها هم خیلی جالب باشه. خیلی از شبهه ها رو در اینکه دقیقا چه کاری درسته و چه کاری غلط برطرف میکنه.
10 مهر 90-تهران
s.n.khosravi
۱۳۹۰-۰۷-۱۰ ۱۶:۰۳
6
4
@ خانم نازنین محیا سلام
سحر امروز تو دفتر اول مثنوی میخوندم:

زآن نمیپرد به سوی ذوالجلال
کو گمانی میبرد خود را کمال!

علتی بدتر ز پندار کمال
نیست اندر جان تو ای ذودلال

از دل و از دیده ات بس خون رود
تا ز تو این معجبی بیرون رود

علت ابلیس انا خیری بده ست
وین مرض در نفس هر مخلوق هست

گرچه خود را بس شکسته بیند او
آب صافی دان و سرگین زیر جو

چون بشوراند تو را در امتحان
آب سرگین، رنگ گردد در زمان

در تگ جو هست سرگین ای فتی
گرچه جو صافی نماید مر تو را

این حرفت خیلی خطر ناکه. بوی خیال جمع میده! به هرکی هرچقد نعمت بدن، همونقد تکلیف گذاشتن رو دوشت رفیق!!!
10 مهر 90-تهران
نازنين محيا
۱۳۹۰-۰۷-۱۰ ۱۶:۰۳
58
8
سلام استاد
خانم مهربان عزیز ممنونم از دقتتون، با حرفهای خانم نصیبه صاد هم موافقم(هر لحظه باید متذکر شویم که در کجا قرار داریم و این خیلی مهم است تا در لحظه ی مهم تصمیم گیری در [b]غفلت[/b] نباشیم)

و می خواهم این رو هم بگم که خیلی خوب است که بدانیم صف ها مشخصند و خدای نکرده منافق هم که نیستیم و ما هرکدام بهتر می دانیم که در کدام سو ایستاده ایم تفاوت در [b]درجات[/b] است که هر چه درجه مان بالاتر می رود امتحانهایمان هم سخت تر می شود و ما هنوز در [b]ابتدای[/b] صف ایستاده ایم(داخل صف هستیم) و نگاهمان به [b]قافله سالار [/b] است ان شاء الله.

یا حق 10 مهر،90 تهران
ذوالقرنین
۱۳۹۰-۰۷-۱۱ ۱۳:۳۵
8
2
سلام آقای مرادی
دیروز شعری را نیمه خواندین [یک مصرع]
گشتم این شعر را پیدا کردم اما به درستی آن اطمینان ندارم منظور شما همین شعر بود؟
دلم رمیده لولی‌وشیست شورانگیز
دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز
فدای پیرهن چاک ماه رویان باد
هزار جامه تقوا و خرقه پرهیز
خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد
که تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیز
فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی
بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز
پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر
به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز
"فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی"
که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز
بیا که هاتف میخانه دوش با من گفت
که در مقام رضا باش و از قضا مگریز
میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

11مهرماه90.تهران
SETARESAGHI
۱۳۹۰-۰۷-۱۳ ۲۳:۳۵
0
0
[b][b]سلام!

شعر زیبایی بود علاقه مند شدم حفظش کنم ولی حفظ کردنش واقعا مشکل است!

امیدوارم همگی در صف نورباشیم!

13 مهر90 . مشهد مقدس
[/b][/b]
maryam.a
۱۳۹۰-۰۷-۱۴ ۲۳:۱۵
0
0
سلام!
فرمودید دو صف بیشتر نداریم...یا سیاه یا سفید...
من فکر میکنم این دو صف همیشگی نیستند...انسان میتونه بین هر دو راهی توی زندگیش یه صفو انتخاب کنه!
و زندگیمون پر از انتخاب بن این دو صفه!
همیشه سعی کردم صف سفیدو انتخاب کنم...حتی آخر صف بایستم...
14 مهر 90 تهران
malihnaz
۱۳۹۰-۰۷-۱۵ ۲۳:۲۸
118
18
مرگ در پنجه ی تو
بیچاره تر از پروانه یی ست
که کودکان در دست گیرند
....
و رد خونت
راهی
که راست به خانه ی خدا می رود...
یا حق/ 15 مهرماه90, مشهد مقدس
حنیفا
۱۳۹۰-۰۷-۱۶ ۰۸:۵۱
20
4
سلام
السلام علیک یا ثارالله....
شعر بسیارزیبایی بود!!
یه چیزی که نبایدازش غافل شد داشتن بصیرته...تشخیص صف حق در هرزمان خیلی مهمه!!...خیلی از تیرها با[خیالِ]نیت قربه الی الله به سمت لشگر امام حسین (ع) پرتاب شد...باید به دنبال این باشیم که چه چیزهایی عامل بصیرت افزایی هستن ؟؟
یه عامل مهم دیگه هم داشتن غیرت دینی هست که انسان رو وامیداره وقتی جبهه حق رو تشخیص داد نسبت به اون بی تفاوت و منفعل نباشه و به یاری این جبهه بیاد کما اینکه خیلی ها میدونستن امام حسین (ع) بر حقه اما سستی کردن و با بهانه آوردن از زیر بار مسوولیتشون شونه خالی کردن
خدایا ما رو عاقبت بخیر بمیران
90/7/15
h.zn
۱۳۹۰-۰۷-۱۷ ۰۲:۱۷
48
26
ما در ره عشق نقض پيمان نكنيم
گر جان طلبد دريغ از جان نكنيم
دنيا اگر از يزيد لبريز شود
ما پشت به سالار شهيدان نكنيم
[شعر از مرحوم سید حسن حسینی؟]
١٧ مهر ٩٠ تهران
یاشاهچراغ
۱۳۹۰-۰۷-۱۷ ۱۰:۳۵
78
8
سلام بر سیدالشهدا

17مهر- شیراز سومین حرم اهل بیت در ایران
سید محمد مهدی
۱۳۹۰-۰۷-۱۹ ۲۳:۱۲
24
8
چند روزیست دلم تنگ محرم شده است...

19 مهر 90-تهران
فاطمه1363
۱۳۹۰-۰۷-۲۰ ۱۳:۱۱
0
0
"اسلام علیک یا اباالاحرار"

از اونروزی که این شعررو خوندم بی صبرانه منتظرم تا روز عرفه برسه و عقده ی دل باز کنم...

ان شاالله همه ی کسانی که مشتاق زیارت کربلا هستن دعوت بشن.. که لذت این زیارت وصف ناشدنیست.

"ملتمس دعاتون"
etedal100
۱۳۹۰-۰۷-۲۰ ۱۶:۳۱
48
5
آقای مرادی شما یه بیشعور بیشتر نیستی.شمایی که حافظ رو قبول ندارید.مطمئن باش مردم ایران اشعار حافط رو بیشتر از قرآن دوست دارند.شما نمیتونید فرهنگ کثیف عربی رو جایگزین فرهنگ ایرونی کنید.
ضمنا حق هم نداری تو خیابون راه بیفتی به حجاب اینو اون گیر بدی.منم اگه ببینمت توف میکنم رو لباست.تو یه آدم کثیف هستی.
عطر سيب61
۱۳۹۰-۰۷-۲۰ ۲۲:۰۶
32
2
عطر سيب61
کاري که تو برايم کرده اي مادرم نکرد
اي مهربان تر از پدر و مادرم حسين
20/مهر/90
alireza_askarian
۱۳۹۰-۰۷-۲۰ ۲۳:۵۴
50
2
[b]سلام دوستان ،
برای انسان هایی مثل علی آقا که نه تنها به شخص آقای مرادی بلکه به لباس مقدس روحانیت توهین می کنن واقعا متاسفم. ...
نون صاد
۱۳۹۰-۰۷-۲۱ ۰۱:۰۹
46
38
بسم الله

[i][b]آقایی که خودت رو ایرونی می دونی!![/b][/i]
یک ایرانی -با هوشی که معمولاً داره- نباید انقدر بی اساس استدلال کنه! می شه بگید چطوری به این نتیجه رسیدید که حاج آقا حضرت حافظ رو قبول ندارند؟!
لااقل به خودتون زحمت می دادید یه گشتی تو سایت حاج آقا می زدید! و مثلاً عبارت "به قول حافظ" رو جستجو می کردید!

[b]بهتره به جای جلب توجه کردن با این حرف ها، به قلبتون و عقلتون رجوع کنید![/b]
و چشم بسته حرف نزنید!
-----------
[i]****ما مخلص تمام روحانیون دلسوز اسلام و بخصوص استاد بزرگوارمون حاج آقای مرادی هستیم!****
[/i]
21مهر90، تهران
تائب133
۱۳۹۰-۰۷-۲۱ ۱۲:۵۱
12
4
سلام بر حاج آقا مرداي [b]فهيم و محترم[/b]؛

[b]«والكاظمين الغيظ و العافين عن الناس ان الله يحب المحسنين»[/b]

احتمالا اين «علي آقا» از شنونده‌هاي دائمي حرفهاي حاج آقا تو برنامه‌ي پارك ملته! ولي اصرار داره از همه چيز برعكس برداشت كنه!
اگر با ديگرانش بود ميلي
چرا ظرف مرا بشكست ليلي

علي آقا! همين كه عضو سايتي و از اين طرفا رد مي‌شي انشاءالله [b]بهره‌مند[/b] مي‌شي...
[i](21 مهر 90، تهران)[/i]
roshan241
۱۳۹۰-۰۷-۲۱ ۱۳:۵۸
24
4
سلام.
بعضی وقتا فکر می کنم به این که آدمایی با تفکر "[b]علی[/b]"
...
إِنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ ۖ فَمَنِ اهْتَدَىٰ فَلِنَفْسِهِ ۖ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا ۖ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ (41 زمر)

21 مهر90. اسلامشهر
نازنين محيا
۱۳۹۰-۰۷-۲۱ ۲۰:۴۹
12
8
سلام استاد

استاد ناراحتم از اینکه پیام آقای علی رو منتشر کردید( که نه لفظ آقا مناسبشونه و نه اسم علی). خیلی خیلی ناراحت شدم هم به خاطر بیان زنندشون و هم اینکه با[b] شما [/b] اینطوری صحبت کردن.

ولی وقتی که شما منتشر کردید حتما [b]بی دلیل نیست[/b].. شنیده بودم بعضی از افراد به روحانیون توهین می کنن ولی اینجا به عینه دیدم و باعث شد بهتر درس [b]انتخاب صفها[/b] را یاد بگیرم، کسی که اینطور در مقابل [b]حجاب، روحانیت[/b] و فرهنگ غنی اسلامی عربی می ایسته نشون می ده که در کدوم صف قرار گرفته.

استاد خواهشا همونطور که از شما انتظار می ره حتی [b]ثانیه ای [/b] هم این حرفا ناراحتتون نکنه که اجر شما با خداست.

... 90/7/21
نفيسه خاتون
۱۳۹۰-۰۷-۲۱ ۲۱:۴۲
161
6
سلام در مورد اون پیام بی محتوا باید بگم که مشخص است که این فرد مشکل روانی وعقدهای شخصی دارند که جداازاین که به یک شخص روحانی توهین کردند به یک انسان و به دین وبه کتاب قران بی ادبی کردند البته جایگاه اینها در ذهن ما محفوظ است و علاقه ی مانسبت به دین ومتدینین روز به روز بیشتر میشود فکر کنم هدف شما از انتشار این پیام این بود که همیشه باید از دین و قران ومتدینن دفاع کرد.
21/7/90.تهران
مهروماه
۱۳۹۰-۰۷-۲۱ ۲۳:۴۸
0
0
سلام

خطاب به علی آقا:
یادداشت آشتی با غزلو خوندین؟؟؟!!!
21مهر90
sagheb
۱۳۹۰-۰۷-۲۲ ۰۰:۰۳
0
0
سلام
خطاب به فرد به اسم علی(متاسفانه البته )
شما هر ایده و فکری در خاطر مبارک می پرورونی هیچ منطق و عقل این اجازه رو بهت نمیده به دیگران توهین و تعدی کنی ...پسر جون رو خودت کار کن اینجوری تو هیج اجتماعی حتی بین همفکرات هم دیگه جایی نخواهی داشت ...جداً حساب خودتو با خودت مشخص کن.
خط سرخ شهید
۱۳۹۰-۰۷-۲۲ ۰۳:۳۴
162
14
استاد ! اسمشو عوض میکردین لا اقل.
باید... چرا تاییدش کردین؟ چرا چرا ی باز خواستی نیست چرای یک سائل است.
شخصیت شما متعلق به خودتان نیست که مجوز بدین اینها جولان بدن ؟! شرمنده ولی من خونم به جوش اومده !!! نصف حرفامو خوردم.
22 مهر 90 تهران
منتظر طلوع
۱۳۹۰-۰۷-۲۲ ۰۹:۵۲
8
16
سلام جناب مرادی
پیام علی رو خوندم
مطلبی به ذهنم رسید
نقطه مشترکی بین خیلی از آدمای شبیه ایشون وجود دارد و اون اینه که پر از خشم هستن . خشمی که با نفرت شدید نسبت به صف مقابلشون همراهه
چرا اینجورین ؟ واقعا چرا ؟
و اینکه آیا ما به خاطر این حسشون مقصریم ؟
گاهی می ترسم که نکنه کوتاهی ما باعث شده بعضی از برادرها و خواهرهامون اینقدر نسبت به ما موضع منفی دارن ؟ یعنی ما مقصریم ؟
22 مهر 1390
amirhossiend
۱۳۹۰-۰۷-۲۲ ۰۹:۵۶
6
2
والحبیب
آقایی که اسمتو گذشتن یا گذشتی علی!!!.اینجا جای عقده گشایی ها و توهین هایی مثل تو نیست برو تو سایتهای خودت مثل بالاترین و...امثالهم.اونجا دوستات ریختن.شماها که ادعای حافظو ایرونی بودنتون گوش فلکو کرده چه سطحی از شعور و ادب از خودتون نشون دادید چه فرهنگ ایرونی از خودتون نشون دادید که بهش بشه بالیدجز بی ادبی مطلق و.....
رایحه
۱۳۹۰-۰۷-۲۲ ۱۵:۰۰
64
6
سلام

واقعا حیف اسم علی که این آدم رو خودش گذاشته و حیف این سایت که بخواد همچین کامنتی توش باشه!
مرغ باغ ملکوت
۱۳۹۰-۰۷-۲۲ ۱۶:۲۸
136
8
بسم الله
حاج آقا لطفا این یادداشت آقای علی رو بردارید.کسی که ادب نداره حرفش ارزش خوندن نداره چه برسه به تحلیل و ... .به قول آقای فاطمی نیا بعضیا از تفکر توبه کردند
یا علی
Golpooneh
۱۳۹۰-۰۷-۲۲ ۱۷:۳۳
76
2
سلام
استاد ما طاقت دیدن اهانت به شما رو نداریم :(
وگرنه تکلیف کسانی که به دین و هم لباسان شما توهین می کنند که معلومه.
کامنت این آقا رو حذف کنید لطفاً ...

22 مهر 90، تهران
طاهره
۱۳۹۰-۰۷-۲۲ ۱۷:۵۶
74
2
سلام خداقوت به آقای مرادی
علی خان تو ی آدم بی فرهنگ هستس بهت یاد ندادن با یک روحانی چه جوری صحبت کنی واقعآ برات متاسفم اگه از جایی یا چیزی ناراحتی محترمانه بگو چرا با فحش .برو خودتو درست کن وگرنه آینده خوبی نداری.آقای مرادی هر چیزی که به صلاحشون باشه انجام میدن از امثال توهم کسب اجازه نمیکنن .
نیاز 67
۱۳۹۰-۰۷-۲۲ ۱۸:۰۱
0
0
سلام به دوستان
علی آقا شما حتی یه ایرونیم به حساب نمیای.
از کجای فرهنگ ایرونی یاد گرفتی اینطوری به کسی توهین کنی؟؟؟ مهم نیست اون آدم کی باشه ولی این که ما کی هستیم مهمه.
ما گوشمون از حرفایی که شما از اسلام و ایران زدی پره. من یه ایرانیم و به مسلمون بودنم با تمام وجودم افتخار می کنم..
thagheb
۱۳۹۰-۰۷-۲۲ ۱۸:۱۲
0
0
سلام
لطفا به این آقایی که مثلا حس وطن پرستی شون گل کرده بفرمایید حضرت حافظ تمام اشعارشون رو از قرآن الهام گرفتند و اصلا برکت اشعار حافظ از قرآن است.
بعد هم شما هر کار بکنید معنی همان حرف هستید که از کوزه همان تراود که در اوست.
چلچله صبور
۱۳۹۰-۰۷-۲۲ ۲۳:۱۳
0
0
سلام استاد،
از شما خواهش میکنم نظر آقای "علی" رو حذف کنین. چنین افرادی، ارزش دیده شدن ندارند. من از طرف ایشون از اینکه خاطرتون از چنین نظراتی مشوش میشه، عذرخواهی میکنم.
انشاالله خدا به حق خانم خدیجه، به شما و خانواده محترمتون عمر با عزت کرامت کنند.
22 مهر 90
قریب
۱۳۹۰-۰۷-۲۲ ۲۳:۱۵
80
22
بسم الله
سلام آقای مرادی
از شما خواهش میکنم پیام آقای علی رو حذف کنید.واقعا آزارمون میده حرفای توهین آمیز این آقا به اسلام وقرآن عزیز و لباس پیغمبرمون ویکی از کسانی که در این لباس مقدس به اسلام خدمت میکنه

ازتون خواهش میکنم
22/7/90 از جوار کریمه اهل بیت علیها سلام
خراسانی
۱۳۹۰-۰۷-۲۳ ۰۱:۱۶
0
0
امیدوارم دلت مانند کلامت آنقدر سیاه نشده باشد که نور هدایت بر آن بتابد و اثر نکند،پیشنهاد منهم این است که تا دیر نشده اگر شجاعت داری در یکی‌ از مراسم حاج آقا حاضر شوی و ادلّه عقلی خودت (که حتم دارم مجموعه تهی است)بیان کن و جواب بگیر...البته نیازی نیست که استاد وقت گرانبهایشان را برای تو بگذارند از تنبل‌ترین شاگرد کلاسشان هم که بپرسی‌ پاسخ خواهی‌ گرفت. 22 مهر 90
خراسانی
۱۳۹۰-۰۷-۲۳ ۰۱:۱۶
2
2
و اما در مورد حجت‌الاسلام مرادی،انسان فرهیخته و زحمتکشی که با تمام وجود برای جوانان این مرز و بوم دل‌ میسوزاند و کار می‌کند،بی‌ هیچ منّت و اجرتی چرا که مزد خویش را قبلااز خدای خویش گرفته وفقط برای او کار می‌کند و بس!شاید ندانی اما من که چندین سال است دورادور شاگردی ایشان را می‌کنم می‌دانم بیش از هر چیز بر جهل تو و مانند تو که کم هم نیستند غصّه‌ها و خون دلها خورده است و از این سخنان سخیف تو تنها می‌‌اندیشد که برای امثال تو چه کند تا جهلتان مستحکم نگرددو اگر نتواند کاری کند مطمئن باش برایت دعا می‌کند شاید این بیمار محتضر جواب شد ه در دین شفا یابد به مدد معجزه ای!
خراسانی
۱۳۹۰-۰۷-۲۳ ۰۱:۱۷
0
0
علی‌!
هرچه خواندم نفهمیدم از چه اینقدر ناراحت هستی‌ و این کینه و بغض توازچیست؟تنها دریافتم که نه چیزی از فرهنگ عرب می‌دانی نه از فرهنگ ایرانی‌...تو در این سایت مهمان هستی‌ آیا رسم ایرانی‌ است که وارد خانه کسی‌(هرچند مجازی)شود و به صاحبخانه توهین کند؟اهانت تو نه فقط به یک انسان بل به تمام اعتقادات یک جمعیت میلیاردی در جهانست آنهم بدون ذره ‌ای توضیح!می‌خواهم بدانی در خانه تمام ایرانیها حتی خارج ازکشورقرآن هست و چند کتاب مقدس دیگر و حافظ هم هست!پس تو ایران را هم نمیشناسی!
عطر سيب61
۱۳۹۰-۰۷-۲۳ ۰۱:۵۷
0
0
در جواب علي اقا
شما درد دين نداري درد ايراني بودن رو داري.
من حافظ رو قبول دارم ولي دوتا سوال ازت دارم
1*شما مسلمان هستيد?
2*جناب حافظ که ايراني بود دينش چي بود?
هويت اصلي انسانها به مرز جغرافيايي نيست به مرز باورها و عقايد هستش.
22/7 /90. تهران شهري از جهان اسلام
sami23ra
۱۳۹۰-۰۷-۲۳ ۰۸:۲۸
100
8
[i][i]سلام
متن زيبايي بود.
كاش ما هم جزء صف خوبها بوديم !
pary1389
۱۳۹۰-۰۷-۲۳ ۰۸:۴۴
12
10
جناب اقای علی
از امام حسین (ع) سوال شد : ادب چیست ؟ امام فرمود : ادب آن است که از خانه خود که بیرون می روی ، با هیچ کس برخورد نکنی جز آنکه او را برتر و بهتر از خود ببینی. موسوعة کلمات الامام الحسین (ع) صفحه 750 حدیث 90
این سخن از مردی است عامل به قرآن است که شما فکر می کنید مردم حافظ را بیشتر از آن دست دارند. رعایت ادب و احترام مرزی ندارند برای همه انسان ها ادب زینتی زیباست که شما فاقد آن هستید بهتر است آن کار را اول در مورد خودت اجرا کنید. افکار شما خاص شماست اجازه ندارید از طرف مردم ایران صحبت کنید. چرا که مردم ایران اولین شرط را که ادب است دارند اما شما... . این سایت به اندازه ای برایم محترم است که به همین بسنده می کنم.
مطهریان*
۱۳۹۰-۰۷-۲۳ ۱۲:۱۸
14
2
سلام آقا علی به حرمت صاحب اسمت که یه شیر مرد عرب بود این قدر بی پرده حریم حیا و عفت رو پاره نمیکردی،برای عقده هایی که در محضر جوان پسند ترین روحانی زمونه ،این طور سر باز کرده راه درمانی وجود داره به اسم گفتگوی سالم ؛دوستانه بگم تا دیر نشده [b]پاک کن [/b] وجودت رو از این همه حقارت و کوچولویی
zarafshan
۱۳۹۰-۰۷-۲۳ ۱۵:۱۷
120
4
سلام
از خدا خواهیم توفیق ادب
بی ادب محروم ماند از لطف رب

درباره کامنت توهین آمیز؛
این بی ادبی به مروجان دینی پدیده جدیدی نیست، پیامبر ما، که صلوات خدا بر او باد، همچون طبیبی دلسوز گرد شهر می گشت و انسان ها را به بهشت جاودان نوید میداد و از عذاب اعمالشان آگاه میکرد، اما پاسخ این دلسوزی او تمسخر، اهانت و اذیت ایشان بود.
شهاب مرادی،این شاگرد و هم لباس پیامبر ما، از این قاعده مستثنا نیست، اما پیامبر ما و شاگردش به ما آموخته اند که پا از چارچوب ادب فراتر نگذاریم و با امثال شما مقابله به مثل نکنیم.
23 مهر ماه 90 ، تهران
zarafshan
۱۳۹۰-۰۷-۲۳ ۱۵:۱۷
0
0
قسمت دوم؛

از حافظ نام بردید، آیا میدانید همه افتخار حافظ و دلیل شهرت او به این نام چیست؟

عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت

ضمناً من به عنوان یک ایرانی مسلمان شیعه، برائت خودم رو اعلام میکنم از اینکه شما سخنگوی ملّت ما و فرهنگ این سرزمین باشید.

يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون، سوره یس آیه 30
ای دريغ بر اين بندگان هيچ پيامبری بر آنها مبعوث نشد مگر آنکه مسخره اش کردند
23 مهر ماه 90 ، تهران
Minerve00
۱۳۹۰-۰۷-۲۳ ۱۷:۵۰
20
0
پروردگار


سلام! وقت بخیر:)
آقای مرادی خسته نباشید. صرفا جهت وظیفه است. میدانیم که شما احتیاج به دفاع ندارین و خودتان بهتر و گویاتر از ما از خود و نوشته هایتون دفاع میکنین. اما دو نکته است که قابل تامله اول اینکه آقای علی توجه بفرمایید که ادب و احترام اساس انسان بودنه نه فقط بحث دینی .... اگر به نظر و یا عقیده ای ایمان ندارین نباید با توهین و الفاظ بد باهاش برخورد کرد.
دوم اینکه اگر آقای مرادی چیزی نمیگن علل مختلفی داره... شما فرض نکنین که حرفتون رو به کرسی نشوندین. کسی به حرفای بی اساس توجه نمیکنه اصولا!
آرزو میکنم همه ما مشمول لطف و رحمت پروردگار باشیم همیشه.

خانواده نوپای 3، 23 مهر، تهران
تائب133
۱۳۹۰-۰۷-۲۳ ۲۳:۵۷
0
0
با سلام
اونشب كه تو پارك ملت از «توهين و ... عفو و گذشت» فرمودين و «پرت كردن دفتر» را مثال زديد با خودم گفتم از اين توهين‌ها كه خيلي راحت ميشه گذشت، توهين اونه كه وقتي مي‌شنويم احساس مي‌كنيم دچار عقرب‌گزيدگي شديم كه اون موقع اگه بتونيم در مقابلش، گذشت كنيم كارمون درسته...
و حالا امروز، رفتار شما در مورد اين كامنت (كه يك توهين تمام عياره)،[b] يك الگوي عملي بود براي اون درس، و مشق عفو و گذشت. [/b](منظورم اون قسمتش كه مربوط به خودتونه)
.

(23 مهر 90، تهران)
عطر سيب61
۱۳۹۰-۰۷-۲۴ ۰۱:۳۴
0
0
سلام
علي اقا ببين اين بچه هاي بزرگوار و با ايمان نمونه يه ادم مسلمون ايروني با ادبن;
يه نگاه به کامنت ها بنداز با اينکه اهانت هاي بزرگي به مقدسات کردي ولي اقا صدات کرده;
اين اخلاق اخلاق حسيني(ع) هست که همين اخوندا بما منتقل کردن;
براي حسيني شدن وقت داري داستان حضرت حر رو حتما بخون ... شما هم به صف حق
مي پيوندي و حسيني ميشي.
دست منو تو نيست اگر نوکرش شديم.
خيلي حسين(ع) زحمت مارا کشيده است.
عرفاتی
۱۳۹۰-۰۷-۲۴ ۱۰:۳۲
62
8
درود بر شما و صبر و بزرگواریتون؛
استاد عزیزم بر خلاف بقیه دوستان از شما بی اندازه ممنونم که نظر آقایی (که احتمالا الان از روی کمبود خیلی چیزها خوشحاله که حرفی زده و اینچنین جنجال بر انگیز شده) رو انتشار دادید تا من و بقیه دوستانم بدونیم که در مقابل حرفهای بی اساس و تزریق شده گروهی چه نظرات پخته و مستندی وجود داره. و همیشه در مقابل باطل فریاد حق برخاسته میشه.
24مهر90 تهران
saleh asgari
۱۳۹۰-۰۷-۲۴ ۱۰:۴۸
0
0
سلام حاج اقا خوبيد ؟
ممنون كه يادداشت علي رو گذاشتيد وما رو در اين درد ودر اين درك شريك كرديد
خدا كنه علي اقا يادداشت ها رو بخواند
علي اقا با اين حرفا كه ارام نميشي و چيزي رو هم به اثبات نمي رسوني فقط از ايني كه هستي بيشتر بهم ميريزي بشين يكم فكر كن وخودت رو از نو بچين ان وقت هر جور مي خواهي وبا هر كسي كه مي خواهي به صورت منطقي مبارزه كن با اتش زدن خودت كسي نمي سوزه
در مورد حاجي هم بايد گفت خدا خودش مدافع ادمهاي مومن و كسي كه خدا ابرو بده ابروش نمي ريزه

هر چه كردم همه از دولت قران كردم

يا علي 1390.7.24
sama20
۱۳۹۰-۰۷-۲۴ ۱۰:۴۸
0
0
سلام حاج آقا برعکس دوستان به نظر من پیام این فرد رو حذف نکنید این افراد در جامعه وجود دارن پس در جامعه ی مجازی هم بذارین باشن تا برای ما که باورش سخته باور کنیم.
بحث ایشون اصلا بحث دینی نیست و تنها یک بحث عصبی و... .
حافظ در گور لرزید که کسی با این ادبیات ازش دفاع کرد.
2011-10-16
فاطمه1363
۱۳۹۰-۰۷-۲۴ ۱۱:۱۶
0
0
سلام علیکم

ایشون مشکلش همون حجابه!!!
(دوستان به انتهای پیامش دقت بفرمایید که چه حرصی درونشه!)

اگه جراتشو داشت و حرفش حق بود با این اسم(مذکر) نمیومد پیام بزاره و ...

خدا هدایت کنه هممون رو...
یادگار دوست
۱۳۹۰-۰۷-۲۴ ۱۵:۴۹
54
12
سلام بر تمام دوستداران مسیر حق و حقیقت
این توهین، مصداقی از رفتارهای تندی است که به دلیل نچشیدن طعم ناب و لذیذ باور دین و توجه به کوچه پس کوچه های هدایت الهی است.
متاسفانه اخیراً باب شده عده ای که نچشیده اند، فریاد هزاران توهین رو سر بکشند و مدعی نهایت آزادی باشند.
البته به نظرم تعدادی از دوستان هم در جواب ایشون تند رفته اند. اگر قرار باشه جواب توهین رو با توهین داد که هرگز پیامبر اکرم (ص) با مردم زمانش دگرگونه رفتار میکرد.
اصل جاذبه و مهر دین در به مسیر علاقه مند کردن همین افراد هستش، وگرنه در مسیر نگه داشتن اشخاص دین مدار که آنقدر همت نمیخواد. البته ساده هم نیست.
ان شاء الله این دوست عزیز هم در بچشند طعم شیرین اخلاق و دین رو بچشند.
فراموش نکنیم، گاهی بازخورد عملکرد بد دیگران در مسیر زندگی ناخواسته به ما میرسه، که هنرمند اگه باشی، جذبش میکنی.
استاد، توفیق حضور در کلاس هاتون رو نداشتم، اما از دور پیگیر مطالب و کلامتون هستم، عرض ارادت میکنم.
24 مهر 90. تهران
قریب
۱۳۹۰-۰۷-۲۴ ۱۷:۴۶
18
0
بسم الله

آقای علی!!!
خدا کنه از اونهایی نباشی که وجودت ضد نور شده باشه.
تافرصت داری یه راهی برای تابیدن نور خدا به دلت باز کن.

[b]محرم نزدیکه[/b]

و حاج آقای مرادی عزیز
واذا مروا باللغو مروا کراما
غزل
۱۳۹۰-۰۷-۲۴ ۲۲:۳۸
46
4
برای آقای علی متاسفم که در نهایت بی ادبی شعور مردم ایران را زیر سوال برده است او هرگز اجازه اظهار نظر از جانب عموم ملت را ندارد.
sara66
۱۳۹۰-۰۷-۲۴ ۲۲:۴۵
0
0
سلام .
واقعا از حرفای آقای علی متاسفم.انشاالله خدا هدایتش کنه .
خانوم فرشته گفته بودن این افراد پر از خشمند و این که ایا این تقصیر ما نیست ؟ به نظرم خشم این جور افراد تقصیر ما نیست. بلکه ناشی از نداشتن استدلال درست برای اثبات حرفاشونه . پس تنها وسیلشون برای به کرسی نشوندن حرفاشون خشم ، اهانت و بی ادبیه .
z.1360zj
۱۳۹۰-۰۷-۲۵ ۰۲:۳۷
28
4
سلام استاد
لطفا نظر این آقا رو بر دارید بد جور همه رو بهم ریخته
البته صحبتهای بی ارزش این آقا حتی ارزش عصبانی شدن هم نداره ولی توهین به مقدسات ازجانب یک دیوانه هم آدم رو ناراحت می کنه
به این آقا هم میگم که
1.نه ایرانیها به حمایت شما نیاز دارند ونه [b]حافظ [/b] چون هردو عزت خود را از قرآن و اسلام دارند
2.کمی به خودت زحمت بده ویاد بگیر چطور بابزرگان باید حرف بزنی حتی وقتی سخنان آنها بر خلاف میل تو باشه
3. فکرنمی کنی خیلی زود فریب بازی عرب و عجم رو خوردی؟!!!!
استاد خدا نگهدارتون باشه و صبرتون رو هم روز به روز بیشتر کنه
التماس دعا
یا علی
مهسا سادات
۱۳۹۰-۰۷-۲۵ ۰۸:۴۳
26
2
علی آقا،یعنی واقعآبرات متاسفم...
...
توبه کن علی آقا،از اهانت به لباس پیغمبر واهانت به یه معلم اخلاق و دین توبه کن ،
خدا بخشنده تر از این حرفاست وآقای مرادی مهربون تر از اون چیزی که فکرشو بکنی،توبه کن!!
استاد اَجرُکُم عِندالله...
Asmani
۱۳۹۰-۰۷-۲۵ ۱۳:۰۶
162
2
سلام

راستش با خوندن پیام "علی" چند سؤال در ذهنم ایجاد شد:

1.واقعا چرا حاج آقا این پیام رو منتشر کردن؟آیا برای این بود که ما جوش بیاریم و ازشون دفاع کنیم و یا فکر کنیم و موضوعی برامون روشن بشه؟مسلما دومیش بود!

2.آیا واقعا باید عصبانی می شدیم و اعتراض می کردیم یا جواب ابلهان خاموشی است؟چون بحث توهین به مقدسات بود جوابشو پیدا نمیکنم(این سؤال داره مغزمو می خوره!)

3.[b]بحث کلاس مجردها:[/b]برای کسی که طالب هدایت نیست انرژی بیهوده نذارین چون این تلاش حکیمانه نیست. مسلما ایشون از عمد بی ادبانه و عصبانی کننده صحبت کردند

25 مهر 90 تهران
امین سحابی
۱۳۹۰-۰۷-۲۵ ۱۳:۴۶
82
16
سلام . مگه شما با حافظ مخالف هستید . این علی چی نوشته ؟
از توهین به ساحت مقدس قرآن خیلی ناراحت شدیم و نیز از توهین به شما که قلبا دوستتان داریم .
بنفشه شریفی
۱۳۹۰-۰۷-۲۵ ۱۴:۰۷
44
8
سلام
خیلی ناراحت شدم که بعد از گذشت 5 یا 6 روز از نوشتن این پیغام (اقای علی) ان را خواندم.
واقعا حیف نام پر مهر مولاعلی.می خواستم از ایشون خواهش کنم که فقط وفقط از جانب خودش وان سطح فکر کوتاهش حرف بزند نه از جانب همه ی مردم ایران بعد هم کمی تحقیق کند که حافظ چرا نامش حافظ شد.استاد ما از شما غیرت دینی را اموختیم و حالا این غیرت دینی به ما اجازه ی سکوت در برابر چنین پیغام سراسر توهین رانمی دهد حتی اگر 5 یا 10 یا 30 روز بعد ان را بخوانیم.با تشکر از زحمات ومهربانی های شما.
25 مهر 90 تهران
h.zn
۱۳۹۰-۰۷-۲۵ ۱۶:۵۳
38
12
سلام
ببخشيد با تاًخير جواب دادم متوجه سوالي بودن جمله نشده بودم
بله شعري كه نوشتم از مرحوم سيد حسن حسيني بود
من اين شعر رو از زبان يه شهيد شنيده بودم
saleh asgari
۱۳۹۰-۰۷-۲۷ ۰۹:۲۴
0
0
سلام حاج اقا
خيلي جالب كه براي مثالتون اسم شهرها رو عوض مي كنيد
مثلا وقتي اقا كرمانشاه ميگيد مثلا كرمانشاه و وقتي زيارتي امام رضا ع ميگيد مثلا مشهد

تهران 1390.7.27
نازنين محيا
۱۳۹۰-۰۷-۲۷ ۲۰:۰۰
4
0
سلام استاد

در آخر نوشتتون گفتین تا موفق به انجام [b]تکالیف ایمانی[/b] مان شویم. همیشه شنیده بودم [b]تکالیف دینی[/b] نه ایمانی فرق این دو تا رو نمی دونم.

شاید هم فرقی ندارن.

26مهر 90، تهران
مريم...هاني
۱۳۹۰-۰۸-۰۱ ۱۳:۱۱
10
0
سلام
مپـندار که تنها “کربـلائیان” را بدان “بـلا” آزموده اند، “وسعت” صحرای کربلا به اندازه همه “تاریخ” است، ای “دل” تو چه می کنی؟“می مانی”یا“می روی“؟ داد از آن “اختـیار” که تـرا از “حسین“(ع) جـدا کند. سید مرتضی آوینی
monaabdi
۱۳۹۰-۰۸-۰۲ ۱۲:۵۰
52
4
سلام حاج آقا منم. دیروز آخر کلاس که بحث رو داشتید جمع می کردید من گفتم ...ناراحت شدید
... بحث خیلی خوبی بود مرسی که شروع کردید خوشحال میشم بازهم ادامه اش بدید. من الله توفیق 02 آبان 90 تهران
maryam.a
۱۳۹۰-۰۸-۰۵ ۰۰:۲۴
60
3
سلام!

به نتیجه کامل رسیدم:
صف من صف مولامون حضرت امیرالمومنینه!من هرطور شده خودم رو عضوی از همین گروه میدونم و با تمام توان برای هرچه نزدیکتر شدن به علمدار صفمون تلاش میکنم!

یا علی! [90/8/5]
saberfarhadi
۱۳۹۰-۰۸-۰۵ ۰۱:۳۹
18
0
سلام
چقدر ساده ولی زیبا این عظمت رو توصیف کردن
marjii
۱۳۹۰-۰۸-۱۹ ۲۰:۵۳
291
60
سلام حاج آقا دلم خیلی برای کلاس تنگ شده.حاج آق من با یکی دیگه از بچه های کلاس توفیق داشتیم که روز عرفه در کنار شهدای غرب کشور باشیم.(شهدای سومار)جای شما و همه بچه های کلاس اونجا خالی بود.التماس دعا
ع.ش
۱۳۹۰-۰۹-۲۴ ۱۹:۴۷
0
0
چرا نظرات مخالف اصلا تو کامنتا نیست؟!!!!!!!!!!!
24آذر90 تهران
fatemeh22
۱۳۹۰-۰۹-۲۹ ۱۹:۲۸
0
0
سلام.من این سروده زیبا رو برای اولین بار پریروز خوندم.احساس کردم خیلی ملموسه. به نظرم به زیبایی زیارت عاشورا بود.
29اذر 90- تهران
عشق زبان
۱۳۹۰-۱۲-۰۸ ۱۹:۳۰
0
0
سلام...آقای مرادی کامنت {علی} رو پاک کنید لطفا!!!
فکر نمی کنم اینجور کامنتا فایده ای هم داشته باشه. اون آدم هم !!!

8/12/1390
donya128
۱۳۹۱-۰۱-۱۸ ۱۸:۵۶
56
56
و اما ....
فكر كردن به اينكه صف من كجاست من رو رسوند به اينجا كه ...
اگه انتظار محرم رو كشيدن حسيني بودنه...
اگه وقتي ميشنوم كسي رفته كربلا ،خوشحالي و غم با هم توي قلبم موج ميزنه ،خوشحالي براي اوني كه رفته و غم براي من كه نرفتم...
اگه تشنه شنيدن اسم حسين(ع)و شنيدن روضه هاشون بودن...
اگه فكر كردن بهشون هميشه من رو به اينجا برسونه كه "اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست" ...
اگه فكر كردن به عاشورا من رو به اينجا برسونه كه چطور ميشه با وجود امام حسين(ع) و عاشورا به عاشقي كردن طور ديگه اي نگاه كرد ....
اگه ....
حسيني بودنه
حسيني هستم ولي اگه اينها رو داشتن كافي نيست
ميخوام كه حسيني باشم هر طوري شده
اللهم ارزقنا شفاعت الحسين(ع) يوم الورود
donya128
۱۳۹۱-۰۱-۱۹ ۱۱:۱۶
52
44
سلام خدمت استاد گرامي
ممنون استاد!
شعر بسيار زيبايي ست، چند بار خوندمش و دوست دارم هر بار ميام اينجا ،اول يك سري به اين يادداشت بزنم و اين شعر رو بخونم و بعد...
19 فروردين 1391
تهران
Ram!n
۱۳۹۱-۰۲-۳۰ ۲۳:۱۱
28
0
سلام؛
من از این بخش شعر خوشم اومد:
[b]يا ذبيح الله
تو اسماعيل برگزيده ی خدايي
و روياي به حقيقت پيوسته ي ابراهيم
[/b]
ممنون از به اشتراک گذاری این همه احساس...
[i]یاعلی[/i]
[۳۰ اردیبهشت۹۱]
leila68
۱۳۹۱-۰۳-۰۵ ۰۱:۲۴
0
0
سلام
حیف نیست این شعر خیلی خیلی زیبا رو ول کنیم و کامنت کسی مثل علی رو بخونیم و راجع بهش اظهار نظر کنیم
5 خرداد91 تهران
2286
۱۳۹۱-۰۴-۱۰ ۰۱:۱۰
0
0
بوزینه ای با گناهی درشت:
"سرقت نام انسان"

و سلام بر تو
که مظلوم ترینی
نه از آن جهت که عطشانت شهید کردند
بل از این رو که دشمنت این است

این قسمتش فوق العاده بود
9 تیر 1391 تهران
M.a 123
۱۳۹۲-۰۶-۱۵ ۲۱:۲۵
144
8
سلام ... و اماصفم : شايد از اخر، اخر بودم و يا همون اخراجي بودم
... ولي از امام حسين و حضرت اباالفضل بدون دست اما با دو بال زيبا ميخوام حاجتمو بده تا تو صف زائرين كربلاش اولين نفر باشم و خدمتگذار.. انشالله ... گرچه اون زمان اگردر كربلا بودم خارج صف بودم حتي تو ذخيره ها هم جا نداشتم الان هم ندارم ..التماس دعاي فراوان ١٣٩٢/٦/١٥ مصادف با ولادت حضرت معصومه
علی
۱۳۹۵-۰۷-۱۱ ۱۶:۴۳
1
0
سلام/استادشهاب مرادی،جسارتا" عرض کنم که باگفتن اینکه درصف امام حسینم،ادعاهست وهمگان مشتاقشند.درعمل،کدام صفیم؟جدا از وظائف درصف حسین بودن،نتایجی دارد که ظاهریش،افتادن پرده عاشورا ازجلوچشم ودیدن فجایع کوفیان.
مهندس
۱۳۹۵-۰۷-۱۲ ۱۴:۱۴
1
0
سلام سوالات رو جواب نمیدین ؟
حق پرستي
۱۳۹۵-۰۷-۲۰ ۱۹:۳۶
1
0
السلام عليك يا اباعبدلله آقا جان ما را از خادمان خود حفظ بفرما
مديريت دولتي.تهران.٩٥/٧/٢٠
حمید گیوی
۱۳۹۵-۰۷-۲۱ ۰۰:۱۲
1
0
سلام استاد ، از نوشته شما و شعر استاد گرمارودی استفاده کردم ، ممنون ، التماس دعا ، یا حسین
حمید گیوی ، 29 سال ، دوره چهارم کلاس مجردها
سعید14
۱۳۹۵-۰۷-۲۱ ۰۸:۱۷
1
0
سلام. خیلی در مورد این موضوع فکر کرده ام و با توجه به شناختی که از خودم دارم میدونم که میتونم یه لحظه فرشته بشم یه لحظه هم از شیطان بدتر، بعدش یکم تاریخ اسلام رو خوندم دیدم ابن ملجم ،شمر و... هم این طوری بودن یه زمانی جزء یاران علی بودن و بعدش بزرگترین دشمنش شدن و تکلیفش با خودشون معلوم نبود.
البته من یه کم قضیم فرق داره ولی همیشه از این میترسم که تو لحظات حساس دوباره تصمیم اشتباه بگیرم.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: