به بهانه نوسازی فنی وب سایتم
حال شما؟
سلام 
 ۹ سال از آغاز به کار این وب سایت می گذرد با چندین بار تغییر طراحی کلی و جزیی آن که بیش از هر هزینه ای، زمان زیادی را این تغییرات و اصلاحات از من گرفت. اما در کل تجربه ی خوبی بوده و خدا را بابت آن شاکرم. 
الان هم سایت، با تغییرات اساسی و کلی فنی و مهاجرت از سی ام اسِ جوملا به ایران سامانه با حفظ گرافیک قبلی در خدمت شماست.

همیشه تلاش می کنم قدر ارتباط حضوری با اقشار مختلف مردم را بدانم و فضاهای گوناگون جامعه ام را تجربه می کنم خودم با لباس خودم؛ چون توهم شهرت ندارم، نیازی هم به لباس مُبدل ندارم. 

برای هر طلبه و مبلّغی اطلاع از حال مردم مهم است؛ 
حال به معنای حال و روز یعنی شرایط اقتصادی و معیشتی مردم و
حال به معنای نشاط و شادابی که بعضیاشون به آن می گویند حال و ...
حال به معنای شوق و نشاط در عبادت 
حال به معنای حال و احوال عقل و جان آنها
حال هم به معنای امروز شان که آینده را می سازد؛ آینده ی فرد و جامعه؛ چه آینده به معنای فردای امروز و چه به معنای فردای قیامت!
چیز عجیبی نیست!  همه این موارد مهم است خصوصا وضع اقتصادی مردم، باید خوب باشد و منبر در کلان باید به مفهوم بلند "تمدن سازی نوین اسلامی" برای کل جامعه و آبادانی دنیا و آخرت فرد توجه و نگاه داشته باشه و الا اسلامی که ترویج می شود، یا صوفیانه و منزوی می شود و یا افراطی و تند و طالبانی و یا سکولار و مروج اباحه گری.

مقدمه این دانستن بودن در بین مردم و ارتباط موثر است. ارتباط مستقیم با مردم موقعیت استثنائی و خاصی است که امروزه برخی از اهل علم و یا حتی مدیران جامعه از آن محروم اند و شاید تعجب کنید که حتی برخی از مدیران این کار را در شکل سنتی آن، با مشاهدات و برداشت های اهل خانه، جایگزین کرده اند و آن را کافی می دانند. و یا در مدل مثلا پیشرفته ترِ آن به اظهارات راننده و منشی و مسئول دفترشان کفایت می کنند و یا در نهایت این امر را -در سازمان ها و  دستگاه ها- به مدیر روابط عمومی خود سپرده اند و گزارشات روابط عمومی هم -که معمولا خوانده نمی شود- اگر واقع بینانه باشد؛ مدیرکل مربوطه شغلش را از دست میدهد! و اگر هم کمی مهندسی شده باشد جناب رییس از اوضاع واقعی جامعه باز هم بی خبر می ماند.

رابطه‌ی ما، ذاتا صمیمی و دوستانه و محترمانه است.

شاید این اصطلاح نچسب مسخره را شنیده اید «نشست صمیمی!» این عبارت برای بسیاری از مشاغل و مناصب اصلا مفهوم مناسب و به جایی ندارد و گویی ریشه در تفکر سلطنتی و منبعث از نظام طبقاتی است. و الا یک نماینده مجلس که باید متواضعانه به سراغ موکلین خود برود  و یا یک مدیر که با تفکر نظام ولایی، نوکر مردم است و نه ارباب! نباید فقط در زمان و ظرفِ یک «نشست صمیمی!» صمیمی و متواضع باشد! او باید همیشه بدون تفرعن و عاری از نگاه بالا به پایین با مردم رابطه داشته باشد.

اما این اصطلاح نشست دوستانه یا صمیمی، احتمالا از عالم ورزشِ باشگاهیِ حرفه ای به حوزه مباحث اجتماعی و مدیریتی آمده؛ چرا که در مسابقات ورزشی، همیشه، رویا رویی ها هرچند به اسم بازی، اما در ذاتش، رقابت و مبارزه است؛ گاهی هم به مناسبت هایی، بازی دوستانه می کنند که رقابت و پیکار و جام و کاپ در میان نیست. اما آیا نشست امام جماعت مسجد محله ما با جوانان، یا نشست چند استاد دانشگاه با هم  و یا نشست استاندار با خبرنگاران هم از این مدل است که بگوییم «نشست صمیمی» مگر قرار است با نوکر خود گپی بزنند؟! و یا نشستی با دشمنان آن هم در فضای آتش بس ۲۴ ساعته ؟!!! .... خلاصه روابط مون روز به روز داره مبهم تر میشود.
 


برمحمد و آل محمد صلوات