پیام های شما
پرسش و پاسخ
امضا شده : ۱۳۹۱/۱۲/۳۰ ۱۷:۲۳:۵۲
سلام.22سالمه.ميخواستم بدونم شماجايي روسراغ ندارين که من بتونم اونجاکارکنم وشب روبخوابم. راستش ميخوام ازخونه فرار کنم. ديگه طاقت اين زندگي روندارم.موقعيت ازدواج برام پيش نمياد مادرم هم به خاطرهمين واينکه 3تادختر هستيم اذيتمون ميکنه. ميگه شمارونميخوام کاش جاي شما 1پسرمعتاديامعلول داشتم.به خاطرمن خواهرهام هم عذاب ميکشن.نذاريدمنم به يکي از دخترفراريها اضافه شم.کارتويه خيريه يا شيرخوارگاههاکه شب روبتونم اونجا باشم.لطفاکمکم کنيد.من تودانشگاه پيام نورمرکزفيزيک ميخونم.خيلي دخترباايماني بودم ولي الان دارم احساس ميکنم خدايي نيست که صدام روبشنوه---لطفابرام دعاکنيدکه ديگه نباشم
شهاب مرادی

سلام/ دخترم با خواندن این پیام میشه حدس زد تو و خواهرانت در چه شرایط تلخ و سختی زندگی می کنید.

اما شاید تو بهتر از ما بدانی که شدت این تلخ کامی و رنج، حتما برای مادرت بیشتر است؛ هم او که خود را پشت نقابی از "نامهربانی" و "خشونت" مخفی کرده. 

مردم درقبال مشکلاتشان روش های گوناگونی دارند و اغلب به جای "شناخت صحیح و دقیق مسائل" و پیدا کردن مناسب ترین "روش حل مسئله" یا دیگران را مقصر و محکوم می کنند حالا این دیگری که محکوم می شود یا پدر و مادر است یا جامعه یا... و یا در شایع ترین وجه آن خدای مهربان!

خلاصه اغلب با مشکلات درگیرند مثلا به جای خنثی کردن بمب ساعتی آن را با مشت و لگد می زنند و به آن فحش می دهند یا عاقل ترها مثل شما از مشکل فرار می کنند. ولی این ها هیچکدام حل مسئله نیست. 

دخترم اصل مشکل چیست؟ آن را تا فردا برام دسته بندی شده و خلاصه بنویس.

سال نو مبارک

بدبخت
71963 بازدید 260 امتیاز